- با هر رنگی می نویسی بنویس
فرقی نمی کند
ننگ را نخواهی توانست پاک کنی
آدمیانی در این شهر تب آلود
دنبال لقمه نانی شاید
یا جرعه آبی می گردند
که از آخرین چشمه
جاری می شد
در این شهر ننگ آلود
خانه ای ساخته اند
پی آن مذهب و دیوارهایش
از سیاست است
درختانش را برای چوبه های دار می برند
عبادتگاهش
سجده گاه جانیان است
از مناره اش
سکوت ضجحه های ساکنانش را
می شنوی
آنجا
اذان صبحش را جلاد می خواند
نماز شامش
را دجال
و آدمیانی
در این میان
باز
پی لقمه ای نان شاید یا جرعه آبی
می گردند. - saba bahari
۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه
شهر تب آلود
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر